مدتی است گوگل اعلام کرده قصد دارد شبکهی اجتماعی گوگلپلاس را ۱۳فروردین تعطیل کند؛ ازاینرو، زومیت تصمیم گرفته نحوهی تهیهی نسخهی پشتیبان از اطلاعات حساب گوگلپلاس را در قالب مقالهای کوتاه آموزش دهد تا کاربران این شبکهی اجتماعی دیگر نگران ازدسترفتن اطلاعاتشان نباشند.
گوگلپلاس، تلاش ناموفق گوگل برای ساخت شبکهی اجتماعی موفق، در آستانه تعطیلشدن است. در مهر امسال، گوگل بهدنبال بُروز نقصهای امنیتی اعلام کرد درصدد است گوگلپلاس (Google Plus) را تعطیل کند. اندکی بعد، بهدلیل بُروز دوبارهی نقص امنیتی دیگر گوگل تصمیم گرفت شبکهی اجتماعیاش را ۴ ماه زودتر، یعنی در فروردین تعطیل کند. اکنون، این غول جستوجوی دنیای اینترنت بهطور رسمی برنامهی زمانیاش برای تعطیلی گوگلپلاس را منتشر کرده است.
این شرکت مشهور حوزهی اینترنت به ناکامی گوگلپلاس اعتراف کرده است. بااینحال، شواهد حاکی از آن است که این شبکهی اجتماعی هنوز کاربران وفادار خود را دارد؛ کاربرانی که نگران این موضوعاند بعد از گوگلپلاس به کدام شبکهی اجتماعی کوچ کنند. تاکنون، چندین انجمن گوگلپلاس هم برای پرداختن به این موضوع تشکیل شدهاند.
شما چه به گوگلپلاس وفادار باشید و چه از ماهها یا سالها پیش آن را رها کرده باشید، شاید هنوز بخواهید از پستها، عکسها، کامنتها و هر محتوای دیگری کپی بگیرید، قبل از آنکه این شبکهی اجتماعی بهکلی ناپدید شود.
پشتیبانگیری از اطلاعات و محتوای گوگلپلاس کار سختی نیست. اپلیکیشنهایی غیررسمی وجود دارند که این روند را تسهیل میکنند. برای نمونه، میتوان Google+ Exporter را نام برد. بااینحال، روش سادهتر آن است که از ابزار رسمی خود گوگل، یعنی Google Takeout، استفاده کنید. درادامه، چگونگی استفاده از Google Takeoutبرای پشتیبانگرفتن از دادههای گوگلپلاس را توضیح میدهیم.
ابتدا، به حساب گوگل خود وارد شوید و از این آدرس به Google Takeout بروید. پس از ورود به صفحهی Google Takeout، با فهرست بلندبالایی از سرویسهای گوگل مواجه میشوید که درصورت لزوم میتوانید دادههای مربوط به هریک را دانلود کنید. با فعالکردن دکمههایی که درمقابل هریک از این سرویسها قرار داده شده، میتوانید انتخاب کنید دادهی مربوط به کدام سرویس ذخیره شوند. شایان ذکر است همهی دکمهها در حالت پیشفرض فعال هستند.

به این نکته توجه کنید درکنار هریک از این دکمهها، فلشهای روبهپایینی وجود دارد که بهوسیلهی آن میتوانید فرمت مدنظرتان را برای دانلود اطلاعات انتخاب کنید.
فرمت دادههای ذخیرهشدنی متناسب با نوع داده متغیر است و میتواند در قالبهایی همچون vCard و HTML و JSON باشد.
خدمات متفاوتی در زمینهی گوگلپلاس وجود دارند که میتوان دانلود کرد. درادامه، به برخی از آنها اشاره میکنیم:
دادههای این بخش فقط در قالب HTML دردسترس هستند.
دادههای این قسمت به مخاطبان شما مربوط هستند و میتوانید آنها را در قالبهای vCard ،JSON ،CSV و HTML دانلود کنید.
با فعالکردن دکمهی این قسمت، میتوانید دادههای مربوطبه همهی انجمنها یا انجمنهای دلخواه خود را در قالب HTML یا JSON دانلود کنید.
دادههای این قسمت به محتوای پستهای شما در گوگلپلاس مربوط هستند. در این بخش، میتوانید کل پست یا نوع بهخصوصی از دادهی مربوطبه پستها را دانلود کنید. این دادهها عبارتانداز: عکسها، مجموعهها، پستها، گزارش فعالیت و رویدادها. فرمتهای دردسترس برای این دادهها بهصورت HTML و JSON هستند؛ بهاستثنای عکسها.
با فعالکردن دکمهی این بخش، میتوانید دادههای مربوطبه نمایه یا همان پروفایل گوگلپلاستان را دانلود کنید.
پس از اینکه خدمات مدنظر گوگلپلاستان را فعال و همچنین فرمت دادهها را انتخاب کردید، در مرحلهی بعد، باید انتخاب کنید دادههایتان در کدام فرمت فشردهسازی شوند. دو فرمت tgz و zip برای انتخاب وجود دارند. همچنین، باید حداکثر اندازهی فایلهای آرشیوشدهی خود را انتخاب کنید. اگر دادههایتان خیلی حجیم باشند، به چند فایل تقسیم میشوند. حداکثر اندازهی انتخابی برای هر فایل آرشیوشده ۵۰ گیگابایت است؛ اما اگر حجمی بیش از ۲ گیگابایت را انتخاب کنید با این اخطار مواجه میشوید: «فایلهای Zip حجیمتر از ۲ گیگابایت در قالب zip64 فشرده میشوند. شاید سیستمعاملهای قدیمیتر نتوانند این قالب فایل را بازکنند. برنامههایی خارجی وجود دارند که میتوانند برای خارجکردن فایلهای zip64 از حالت فشرده استفاده شوند.»
وردپرس سیستمی مجانی و متنباز است. به این معنی که استفاده و تغییر دادن آن برای همگی کاربردها بدون پرداخت هزینه امکانپذیر است.
از مهمترین ویژگیهای وردپرس هستی هزاران افزونهی مجانی برای توسعه دادن امکانات و تواناییهای آن است. افزونههای موجود برای وردپرس در موضوعهای گوناگونی توسعه پیدا کردهاند. افزونههایی برای برپایی فروشگاه، شبکههای اجتماعی، تالارهای گفتگو و هزاران افزونه با عملکردهای ریز و درشت دیگر. همگی افزونههای وردپرس که در کتابخانهی افزونههای آن شناسایی شدهاند نیز از قانون رایگان بودن وردپرس اطاعت میکنند برآیند اینکه ایجاد یک سایت شخصی یا یک سایت رسمی و سازمانی و شرکتی با وردپرس به راحتی و بدون پرداخت خرج بابت ازآنش امکانپذیر است.
رایگان بودن وردپرس و افزونههای آن به معنی مجانی بودن راهاندازی یک سایت وردپرسی نیست. زیرا طراحی سایت، پشتیبانی، طراحی قالب و خدمات میزبانی و پهنه هزینههایی به به اتفاق دارند.
هرچند که نصب و راهاندازی وردپرس و ایجاد یک سایت با آن کاری ساده و تند است، اما ایجاد کردن یک سایت حرفهای با امکانات متنوع و با رعایت اصول فنی به تخصص و مهارت فوقانی نیازمند است.
وردپرس بسیار قابل توسعه است. کم و بیش تمامی بخشهای انجمن وردپرس و همگی فرآیندهای آن با استفاده از افزونهها قابل تغییر هستند. برای نمونه ممکن است یک افزونه، محتوای یک صفحهی برپایی شده توسط کاربر را رسیدگی کند و واژه ها خاصی را به صورت پیوند در خروجی نمایش دهد. یا شدنی است با کمک یک افزونه، بخشی برای آپلود و نمایش فایلهای کاربران در سایت ایجاد شود. یا حتی ممکن است یک افزونه امکانات یک فروشگاه اینترنتی کامل را به وردپرس اضافه کند.
به روزرسانی وردپرس
وردپرس به چهره منظم بهروزرسانی میشود. در بهروزرسانیهای پی متعاقب وردپرس، علاوه بر رفع مشکلات کاربردی و امنیتی احتمالی، امکانات جدیدی نیز به آن میافزاید.
نگارشهای مختلف وردپرس تا حد بسیار زیادی با نگارشهای قبلی سازگار هستند. به این معنی که در بیشتر به روزرسانیهای وردپرس، قالب و افزونههای نصب شده روی آن بدون سخت به عملکرد خود ادامه میدهند.
امکانات پیشفرض وردپرس
وردپرس بدون نصب هیچ افزونهای برای راهاندازی یک سایت شرکتی حقیر یا یک سایت شخصی یا یک تارنگار تخصصی یا یک سایت اطلاعرسانی مناسب است. امکاناتی مشابه ایجاد و ارسال اخبار، مقاله، برپایی صفحات ایستا، ایجاد منوهای مختلف، برپایی لینکهای رفقا و بسیاری امکانات سایر در وردپرس موجود هستند.
وردپرس و سئو
پشتیبانی وردپرس از سئو یا بهینهسازی موتورهای جستجو با استفاده از افزونههای گوناگونی که برای این پیشه وجود دارند بسیار کارساز است. شاید حدود ۷۰ درصد کارهایی که برای SEO کردن یک سایت وردپرسی مورد بیچارگی است به سادگی و با نصب یک افزونه به اتمام میرسد.
بازاریابی محتوا روشی از بازاریابی است که روی تولید و انتشار و توزیع محتوا برای گروه خاصی از مخاطبان هدف تمرکز میکند. تابهحال، شرکتهای زیادی از بازاریابی محتوا بهعنوان بخشی از استراتژی بازاریابیشان استفاده کردهاند. در این روش، هر کسبوکار با تولید محتوای خلاقانه و ارزشمند مخاطبان بالقوهی محصولاتش را جذب میکند و هدف نهایی این است که آنها را به مشتریان وفادار برند خود تبدیل کند.
بسیاری از صاحبان کسبوکارهای بزرگ بعد از اینکه مقالاتشان در وبلاگها با استقبال مواجه شد، به فکر راهاندازی محصول یا خدمات مرتبط افتادند و کسبوکار خود را بنیانگذاری کردند.
درادامه، تعدادی از استارتاپهای بزرگی را معرفی میکنیم که با کمک استراتژی تولید محتوا توانستهاند کسبوکارشان را رشد دهند یا از شکست حتمی جلوگیری کنند.

همهی ما هاباسپات را بهعنوان وبسایتی میشناسیم که مقالات مفیدی درزمینهی بازاریابی منتشر میکند. باور اینکه هاباسپات استارتاپ است، شاید کمی سخت باشد؛ اما واقعیت دارد. هاباسپات یکی از شرکتهای بزرگ ارائهدهندهی خدمات بازاریابی است که ابزارهای مفید و کاربردی درزمینهی بازاریابی شبکههای اجتماعی، مدیریت محتوا، تحلیل وب و بهینهسازی موتورهای جستوجو ارائه میدهد. این استارتاپ ۷۵ درصد سرنخ (لید) خود را از محتوای وبلاگ بهدست میآورد. لید یا سرنخ به کاربرانی گفته میشود که از هر روشی با محصول یا خدمات برند آشنا و به مشتری آن برند تبدیل میشوند.
کاربران با عضوشدن در این وبسایت میتوانند بهرایگان به کتابهای الکترونیک و وبینارها و سایر مقالات تخصصیتر دست پیدا کنند. در پایان هر پست وبلاگ هاباسپات، دکمهی اقدام به عمل گذاشته شده که بهگفتهی مدیرعامل شرکت، تعداد لیدها را تا سهبرابر افزایش داده است. یکی از استراتژیهای بازاریابی هاباسپات این است که با تولید محتوای باارزش و مرتبط و نیز ارائهی خدمات رایگان بازاریابی دیجیتال کاربران را به خرید خدمات تخصصی تشویق میکند.

در سال ۲۰۰۶ در کمبریج ماساچوست آمریکا، برایان هالیگان و دارمش شاه، فارغالتحصیلان دانشگاه آیبیام، هاباسپات را بنیانگذاری کردند. درآمد این شرکت از سالانه ۲۵۵,۰۰۰ دلار در سال ۲۰۰۷ به ۱۵.۶ میلیون دلار در سال ۲۰۱۰ رسید. هاباسپات مبنای استراتژی بازاریابی خود را بر ارائهی ابزار و محتوای رایگان بنیان گذاشت و با این روش سایر محصولات تخصصی و پولی خود را تبلیغ کرد. در سال ۲۰۱۴، این شرکت سهام خود را بهصورت عمومی با نماد HUBS عرضه کرد و چند شرکت کوچک، مانند Oneforty (پلتفرم مدیریت شبکههای اجتماعی) و Kemvi (ارائهدهندهی خدمات هوش مصنوعی و یادگیری ماشین) را با هدف گسترش خدماتش خرید.
بلوآپرون استارتاپی است که درزمینهی مواداولیهی غذایی و دستورِپخت غذاهای مختلف فعالیت میکند و مواداولیهی لازم و تازه برای هر دستور غذایی را به مشتریانش عرضه میکند. این استارتاپ در سال ۲۰۱۵، حدود ۵۰۰ درصد رشد کرد که مؤسس آن دلیل این موفقیت را بازاریابی محتوا میداند.
بلوآپرون با تولید محتوای آموزشی و سرگرمکننده دربارهی اصول و تاریخچهی دستورپخت غذا و شیوههای آشپزی و صرفهجویی در زمان پخت غذا توانست تعداد طرفدارانش را در فیسبوک به ۱.۷ میلیون نفر افزایش دهد.
محتوای آموزشی بلوآپرون باعث شد این استارتاپ ارتباط بهتر و عمیقتری با مشتریانش برقرار کند. محتوای غنی و جذاب این استارتاپ باعث شده مشتریان برای افزایش اطلاعاتشان درزمینهی آشپزی به این وبسایت مراجعه کنند و به مشتریان وفادار تبدیل شوند.

در سال ۲۰۱۲، ایلیا پاپاس و مت سالزبرگ و مت وادیاک استارتاپ بلوآپرون را بنیانگذاری و سه سال بعد، آن را به شرکتی با ارزش ۲ میلیارد دلار و ۲,۵۰۰ کارمند تبدیل کردند. آنها چند ایدهی مختلف برای راهاندازی کسبوکار پیشنهاد دادند و در آخر تصمیم گرفتند استارتاپی راهاندازی کنند که دستورالعمل پخت غذاهای ساده و خوشمزه همراهبا مواداولیهی آن را برای مشتری ارسال میکند.
بازاریابی محتوا در استارتاپ بلوآپرون بدینشکل است که کاربران اینترنت برای پیداکردن دستور غذایی ساده و جدید یا خواندن نکات آشپزی وارد وبسایت میشوند و میتوانند مواداولیهی پخت آن غذا را دقیقا بهاندازهی نیازشان در منزل تحویل بگیرند. افزونبراین، آنها میتوانند از سایر خدمات شرکت مانند ارسال هفتگی موادغذایی اولیه و دستورپخت غذا بهرهمند شوند.
ایدهی خلاقانه و بازاریابی محتوای این استارتاپ به آنها کمک کرد فقط پس از چند سال، به کسبوکاری میلیارددلاری تبدیل شوند و ماهانه بیش از ۸ میلیون سفارش را تحویل دهند.
در سال ۲۰۰۷، استارتاپ مینت کارش را با راهاندازی وبلاگ و انتشار ویدئو و اخبار و نکاتی دربارهی امور مالی آغاز کرد. در آن زمان، وبلاگنویسی شرکتها مرسوم نبود و همین باعث شد مینت از رقبایش جلو بزند و به رتبهی اول موتورهای جستوجو در امور مالی شخصی تبدیل شود. رقبای این شرکت اهمیتی به بازاریابی محتوا نمیدادند و ماهانه یک پست در وبسایتشان منتشر میکردند؛ اما مینت تیمی حرفهای از ویراستاران و نویسندگان آزادکار برای وبلاگش استخدام کرده بود تا برای مخاطبانش محتوای باکیفیت تولید کند.
مینت با انتشار نکاتی در قالب اینفوگرافی به منبع مطمئن جوانان تبدیل شده بود و محتوای آن همیشه جزو مطالب پرطرفدار در وبسایتهایی مانند Reddit و Digg بود. همهی این اتفاقات پیش از راهاندازی و ارائهی محصول آنها، یعنی اپلیکیشن مینت بود و این استراتژی باعث شد اپلیکیشن پیش از عرضه به بازار، بیش از ۲۰,۰۰۰ مشتری داشته باشد؛ بهطوریکه در روز ارائهی آن، ترافیک اپلیکیشن بسیار چشمگیر بود.

باوجوداین، مشکل این بود که اپلیکیشن مینت میتوانست تنها ۲۰۰ کاربر را مدیریت کند. بنابراین پیش از ارائهی محصول، از کاربران خود خواست بهمنظور دسترسی به امکانات این اپلیکیشن پستهای مینت را در شبکههای اجتماعی با دوستانشان به اشتراک بگذارند. همین موضوع باعث شد تبلیغات مینت در بیش از ۶۰۰ پست شبکههای اجتماعی بهرایگان منتشر شود.
ناگفته نماند این استارتاپ علاوهبر تولید محتوا، همواره تلاش میکرد با طراحی مختلف صفحهی فرود بخت دیدهشدن خود را در موتورهای جستوجو افزایش دهد. در سال ۲۰۰۹، شرکت Intuit مینت را به قیمت ۱۷۰ میلیون دلار و بهلطف استراتژی محتوایش خرید.
امروزه، استارتاپ بافر یکی از بزرگترین ابزارهای مدیریت و تحلیل شبکههای اجتماعی مانند توییتر، فیسبوک، لینکدین و گوگلپلاس شناخته میشود که بهکمک تولید محتوا توانست رشد کند. بافر امکان زمانبندی پستها را نیز فراهم میکند و کاربران میتوانند پستهای مربوطبه شبکههای اجتماعی خود را ازطریق این اپلیکیشن زمانبندی کنند تا در زمان مدنظر بهطور خودکار منتشر شود.

آنها در ابتدای کار، مقالاتی دربارهی اپلیکیشن خود را در وبسایتهای شناختهشده منتشر میکردند تا مخاطب بیشتری جذب کنند؛ اما این کار فایدهای نداشت و لئو ویدریچ، یکی از بنیانگذاران استارتاپ، تصمیم گرفت مخاطبان خود را با روش دیگر افزایش دهد. او تصمیم گرفت استراتژی بازاریابی را بهسمت تولید محتوا ببرد و مدتی در جایگاه نویسندهی مهمان کسبوکارش را تبلیغ کرد.
او بیش از ۱۵۰ مقاله در شبکههای اجتماعی نوشت و در وبلاگها منتشر کرد. این کار به او کمک کرد مخاطبان سایر وبلاگها را به اپلیکیشن خود علاقهمند کند و در ۱۰ ماه، توانست تعداد کاربرانش را به ۱۰۰,۰۰۰ نفر افزایش دهد. نویسندگی در وبلاگهای معروف در جایگاه نویسندهی مهمان به او کمک کرد مخاطبان بیشتری جذب کند و کسبوکارش را رشد دهد.
در سال ۲۰۱۰، امیلی ویز وبلاگ زیبای خود را بهنام Into the Gloss راهاندازی کرد؛ اما بعد از اینکه وبلاگش به سوددهی رسید، او و سایر اعضای تیم تصمیم گرفتند محتوا را به تجارت تبدیل کنند. کسبوکار قبلی آنها، یعنی تعامل با مخاطبان ازطریق اینستاگرام و ارسال ایمیل و برگزاری نظرسنجی، در سال ۲۰۱۴ به کسبوکاری جدید، یعنی راهاندازی خطتولید محصولات آرایشی و مراقبت از پوست، تبدیل شد. باوجوداین، گلاسیر چه تفاوتی با سایر برندهای لوازم آرایشی و زیبایی داشت؟

گلاسیر برپایهی نظرها و چشماندازهای مشتری شکل گرفته بود. امیلی محتوا را قلب و روح برندش میداند و دیدگاه مخاطبان را در تولید محصول بهکار میبرد؛ بهطوریکه تولید اولین محصول حدود ۹ ماه زمان برد و هنوزهم برای تولید محصولات جدید از مشتریان و خوانندگان وبلاگ نظرسنجی میشود. امیلی و سایر اعضای تیم هنوزهم بازاریابی محتوا را بهترین استراتژی تبلیغات میدانند و ازاینطریق با مخاطبان خود در تعامل هستند.
داستان شکلگیری برند گلاسیر نمونهی موفقی از ساختن برند برپایهی مشتریان است، بدون اینکه حتی کسبوکاری شکل گرفته باشد. همچنین، نشان میدهد مخاطبان و طرفداران وبلاگ چگونه میتوانند در شکلگیری و موفقیت تجارتی الکترونیک نقش ایفا کنند.
زوماتو یکی از استارتاپهای بزرگ هندی است که با تولید محتوای خاص و خلاقانه از بازاریابی محتوا برای رشد کسبوکار خود استفاده کرده است. زوماتو درزمینهی جستوجوی رستوران و نمایش اطلاعات و نقدهای آن فعالیت میکند و سال ۲۰۰۸، بنیانگذاری شده است. درحالحاضر، این استارتاپ خدمات خود را در بیش از ۲۳ کشور ازجمله آمریکا و استرالیا ارائه میدهد و بیش از ۲۲۵ میلیون دلار سرمایه جذب کرده است. علاوهبر خدمات باکیفیت، این استارتاپ همیشه مخاطبان خود را با تولید محتوای خلاقانه تحتتأثیر قرار میدهد.

پستهای این برند در شبکههای اجتماعی بهاندازهای سرگرمکننده بوده و طراحی باکیفیتی دارد که مخاطبان با دیدن آنها ناخودآگاه لبخند میزنند و دوست دارند پستهای جدید آنها را تماشا کنند. باتوجهبه اینکه این استارتاپ در صنعت غذا فعالیت میکند، پس مخاطبان آن افرادی هستند که به غذای خود اهمیت میدهند و استراتژی تولید محتوای شرکت به این صورت است که باتوجهبه اتفاقات روز محتوای مرتبط تولید میکند.
تولید محتوای مرتبط و خلاقانه و طنزآمیز مرتبط با ترندهای روز دنیا باعث میشود کاربران مطالب آن را با دوستانش بهاشتراک بگذارند و این بهتر روش تبلیغات برای برند است. این استارتاپ در شبکههای اجتماعی مانند پینترست و توییتر و اینستاگرام حضور فعالی دارد و بهخوبی با مخاطبان خود ارتباط دوستانه برقرار میکند.
بازاریابی محتوا برخلاف سایر استارتاپها در روزهای اول، باعث موفقیت استارتاپ گروو نشد؛ بلکه کمک کرد از شکست حتمی نجات پیدا کند. گروو ابزاری کاملا ساده و دورازپیچیدگی است که به استارتاپهای کوچک کمک میکند مشتریانشان را خودشان پشتیبانی کنند. الکس ترنبال این استارتاپ را چند سال پیش بنیانگذاری کرد و همهچیز بهاندازهای بد پیش رفته بود که گروو را تا مرز نابودی پیش برد؛ اما تغییر استراتژی بازاریابی محتوا کمک کرد این استارتاپ از شکست حتمی نجات پیدا کند.

آنها بعد از شکست استارتاپ تصمیم گرفتند تمام وقت و منابع خود را روی بازاریابی محتوا بگذارند. دو ماه تحقیق و تعامل با بلاگرهای معروف به آنها کمک کرد اشتباه خود را پیدا کنند. آنها متوجه شدند تمام این مدت مخاطبان هدف را اشتباه انتخاب کردهاند و موضوع محتوای خود را تغییر دادند. آنها تصمیم گرفتند روی بررسی و تحلیل مشکلات کسبوکارهای کوچک تمرکز کنند و راهحلهای مناسبی برای رفع آنها ارائه دهند. بعد از این اتفاق، مخاطبان باردیگر بهسمت این برند جذب شدند و درآمد استارتاپ افزایش پیدا کرد. بههمیندلیل، میگویند بازاریابی محتوا با مشتریان آغاز میشود.
این استارتاپ محتوای خود را با روش داستانسرایی و موضوعات سرگرمکننده تولید میکند؛ بهطوریکه مخاطب از خواندن آن خسته نمیشود. آنها محتوای خاص و مرتبط با کسبوکار تولید و از این راه مشتریان جدید را بهسمت برند خود هدایت میکنند.
استارتاپ اوه جوی یکی دیگر از استارتاپهایی است که کارآفرین آن کارش را از وبلاگ و جذب مخاطبان هدف آغاز کرد. جوی چو طراح گرافیستی است که فقط قصد داشت داستان مهاجرتش به شهری جدید (نیویورک) و پیداکردن کار را با دیگران بهاشتراک بگذارد. درنتیجه، وبلاگ خود را در سال ۲۰۰۵ با نام اوه جوی راهاندازی کرد.
او علاقهمندیهای خود را در وبلاگ منتشر میکرد و طولی نکشید ترافیک وبسایت افزایش یافت و تعداد مشتریان علاقهمند به کار او افزایش پیدا کرد. او استودیوِ طراحی خود را با هدف ارائهی خدمات مشاوره راهاندازی کرد و بعد از مدتی آزادکاری، این کار به شغل تماموقت او تبدیل شد.

اوه جوی بهعنوان رسانه و سبک زندگی شناخته میشود و با برندهای شناختهشدهای، مانند مایکروسافت، در ساخت محصولاتی مانند لوازمالتحریر، کاغذدیواری، سرویس خواب و لوازمجانبیکامپیوتر همکاری کرده است. این استارتاپ کاغذدیواریهای خود را با نام Hygge & West عرضه و با سایر برندهای تولید لباس همکاری میکند. اوه جوی علاوهبر تولید محصول، روزانه محتوای جالبی دربارهی طراحی، مُد، غذا و ویدئوهای نحوهی انجام کار منتشر میکند.
جوی چو تابهحال سه کتاب منتشر کرده و با کمک تولید محتوای تصویری، به یکی از اینفلوئنسرهای پینترست با بیش از ۱۳ میلیون دنبالکننده تبدیل شده است. او ایدههای جالبی برای برخی برندهای معروف در پینترست اجرا کرده و بهعنوان یکی از افراد موفق در صنعت طراحی شناخته میشود.
کارآفرین اوه جوی یکی از عوامل موفقیتش را انجام کاری میداند که ذهن هر شخصی به آن باور دارد. او تمام طراحیهایش را ابتکار خودش میداند و به آنها افتخار میکند؛ بههمیندلیل، هنوزهم برای وبلاگش محتوا تولید میکند.
امروزه بسیاری از مشاغل بهصورت دورکاری هم قابل انجام هستند و کارفرماها تمایل کمتری به استخدام کارمند تماموقت دارند. بیش از یک سوم کارمندان در ایالاتمتحده (تقریبا ۵۵ میلیون نفر) در اقتصاد گیگی به فعالیت میپردازند. در اقتصاد گیگی، مشاغل انعطافپذیر و موقتی رایج هستند و شرکتها بهجای کارمندان تماموقت، تمایل بیشتری به استخدام پیمانکارها و آزادکارهای مستقل دارند. پیشبینی میشود تا سال ۲۰۲۰، پیمانکاران مستقل بیش از ۴۰ درصد از نیروی کار آمریکا را تشکیل دهند.
اما معنای این آمار و ارقام چیست؟ این ارقام نشان میدهند که نیاز به فریلنسرها روزبهروز در حال افزایش است. از طرفی با افزایش تقاضا برای فریلنسرها، رقابت در این زمینه هم افزایش پیدا میکند. صرفنظر ازاینکه این نوع کارها بهصورت پارهوقت یا پروژهای باشد، در آیندهای نزدیک رقابت بر سر آنها افزایش خواهد یافت.
خوشبختانه، یک روش آسان برای بالا رفتن از منحنی و ایمنسازی جایگاه شغلی آزادکارها وجود دارد و آن هم کسب مهارت در یک رشتهی پرتقاضا و مطمئن است. در ادامه پنج شغل آزادکاری با آیندهی خوب معرفی شدهاند.
دستمزد تقریبی سالیانه (براساس سایت گلس دور): ۶۵ هزار دلار
صفحات وب که براساس SEO بهینهسازی شدهاند (مخفف بهینهسازی موتور جستوجو)، از سرعت بارگذاری بالاتر و دسترسی به مخاطبهای بیشتر برخوردار هستند. براساس بررسی Hubspot در سال ۲۰۱۸، سئو در بسیاری از کسبوکارها در اولویت قرار دارد. گذشته از این چه کسی بهدنبال ترافیک بیشتر و رابط کاربری بهبودیافته نیست؟
جدای از تقاضای موجود، انعطاف موجود در کارهای سئو هم جذاب است؛ برای مثال برای این کار تنها به یک اتصال اینترنتی نیاز دارید؛ و بدون محدودیت زمانی میتوانید یک شغل ارزشمند داشته باشید.
بنابراین سعی کنید با ثبتنام در دورههای مختلف سئو در این زمینه به تخصص برسید. در این دورهها مفاهیمی مثل بهینهسازی نسبت تبدیل (conversion rate به درصدی از بازدیدکنندگان وبسایت گفته میشود که به مشتریان تبدیل میشوند)، استراتژیهای شبکههای اجتماعی برای کسبوکار و بسیاری از مفاهیم دیگر آموزش داده میشود.

دستمزد تقریبی: ۱۰۰ تا ۲۵۰ دلار در ساعت
با افزایش محبوبیت بازاریابی محتوا و سبقت گرفتن آن از تبلیغات سنتی، بسیاری از سازمانها بهدنبال استخدام کارمندانی برای تولید محتوای دیجیتالی ازجمله بلاگها، مقالهها و اینفوگرافیک هستند. درنتیجه، اگر یک نویسندهی ماهر باشید، فرصت خوبی برای کار در این زمینه خواهید داشت. با یادگرفتن مفاهیمی مثل استراتژیهای تولید محتوا یا مهارتهای خلاق نویسندگی میتوانید در این شغل به مهارت برسید.
دستمزد تقریبی سالیانه (براساس سایت گلس دور): ۷۸ هزار دلار
توسعهی فرانت اند، یا طراحی ظاهر یک وبسایت، یک صنعت روبه رشد است که فضای زیادی را برای فعالیت شغلی در تمام سطوح مهارت ایجاد کرده است. بهترین توسعهدهندگان در زبانهای فرانت اند مثل جاوا اسکریپت مهارت دارند و میتوانند مجموعهی گستردهای از پروژهها را کنترل کنند.
با یادگیری مهارتهایی مثل کاربرد زبانهای برنامهنویسی در ساخت اپلیکیشنها و طراحی وبسایتهای بهینه و زیبا میتوانید در این شغل به مهارت برسید.
دستمزد تقریبی سالیانه (براساس سایت گلس دور): ۴۸٬۵۰۰ دلار
یکی از روشهای دیگر درآمدزایی ازطریق آزادکاری، طراحی گرافیک برای شبکههای اجتماعی است که طبق پیشبینیها در سال آینده بیش از ۶۰ درصد رشد خواهد داشت. این شغل، صدها روش خلاق و فرصتهای قیمتگذاری انعطافپذیر را در اختیار آزادکارها قرار میدهد و برای مثال میتوانند به درآمد ۸۰ دلار در ساعت یا حتی بیشتر از آن هم برسند. اگر هنوز به مهارتهای هنری کافی نرسیدهاید، میتوانید با یادگیری نرمافزارهایی مثل فتوشاپ و ایلاستریتور به همراه اصول اولیهی تایپوگرافی، قالببندی و ترکیببندی در این شغل به مهارت برسید.
طبق گزارش وال استریت ژورنال، اوبر برای سرمایهگذاری یک میلیارد دلاری روی ماشینهای خودران خود در حال مذاکره با چند شرکت مختلف از جمله سافت بانک است. سرمایهگذاری جدید از یکی از پرهزینهترین اقدامات پیش روی اوبر یعنی عرضهی اولیهی سهام که انتظار میرود در تابستان اتفاق بیفتد پشتیبانی خواهد کرد.
این معامله ارزش تکنولوژی پیشرفته ی اوبر را از پنج میلیارد دلار به ۱۰ میلیارد دلار خواهد رساند. علاوهبر سافت بانک، نام یک شرکت خودروسازی بزرگ یعنی تویوتا نیز میان سرمایهگذاران احتمالی به چشم میخورد.
گروه تکنولوژی پیشرفتهی اوبر در تلاش است تا با فناوری خود در ماشینهای خودران با پروژهی مشابه شرکتهای بزرگ مانند وایمو گوگل و کروز جنرال موتورز رقابت کند.