در ماه فوریه در سرقتی بیسابقه که بهنحوی به شبکهی SWIFT نیز مرتبط بود، ظرف چند ساعت، ۸۱ میلیون دلار از حسابهای بانکی در بنگلادش دزدیده شد و سرخط اخبار را پر کرد. اما پشت پردهی این دزدی چه بود؟ در ادامه با دیجیکالا مگ همراه باشید.
روشی که برای سرقت از بانک بنگلادش، از آن استفاده شده بر نحوهی کارکرد سیستم SWIFT تمرکز داشته است.
در جریان تحقیقات در خصوص این سرقت، مشخص شد که هکرها بانک -و احتمالا بانکهای- دیگری را هم تحت نظر داشتهاند که با روشی مشابه نسبت به سرقت از آنها اقدام کنند. هرچند که مقامات در خصوص موفقیت یا عدم موفقیت آنها در سایر بانکهای تحت نظرشان توضیح مشخصی ندادند. هک بانکها و سرقت پول از آنها بهصورت معمول با دزدیدن اطلاعات حساب بانکی صاحبان حساب که اشخاص حقیقی و حقوقی یا شرکتهای کوچک هستند انجام میشود. تابهحال میلیاردها دلار با همین روش به سرقت رفته است. اما روشی که برای سرقت از بانک بنگلادش، از آن استفاده شده بر نحوهی کارکرد سیستم «سوییفت» (SWIFT) و حسابهای این بانک در این شبکه تمرکز داشته است. در ادامه، جزییات بیشتری را در مورد نتیجهی تحقیقات منعکس میکنیم و آنچه در مورد این حمله میدانیم و نمیدانیم را برایتان بازگو خواهیم کرد.
واژهی «سوییفت» (SWIFT) مختصرشدهی عبارت Society for Worldwide Interbank Financial Telecommunication یا «جامعهی جهانی ارتباطات مالی بینبانکی» است. سوییفت کنسرسیومی از بانکهای عضو است که از طریق ارتباطات کامپیوتری امن به هم مرتبط هستند. این شبکه، سیستمی یکپارچه برای انتقالهای مالی بین بانکهای کشورهای مختلف است که روزانه میلیاردها دلار از طریق آن منتقل میشود. این کنسرسیوم در سال ۱۹۷۰ در بلژیک و با نظارت بانک ملی بلژیک مستقر شد و کمیتهای شامل صندوق ذخیرهی ارزی ایالات متحده، بانک انگلستان، بانک مرکزی اروپا، بانک ژاپن و چندین بانک بزرگ دیگر در دنیا، نظارت میشود.
نزدیک به یازده هزار بانک و موسسهی مالی به بستر سوییفت متصلاند و روزانه ۲۵ میلیون بار با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. اغلب این ارتباطات، تراکنشهای مربوط به نقل و انتقالات مالی هستند. موسسات مالی و خدماتدهندههای این حوزه، از طریق کد سوییفت خود شناسایی میشوند و هر یک از آنها میتوانند با کمک این کد و سایر اطلاعات، به اطلاعات حساب دسترسی و تراکنشهای مالی را تایید کنند.
در چهارم فوریه ۲۰۱۶، هکرهایی ناشناس با کمک اطلاعات سوییفت بانک مرکزی بنگلادش، چند ده درخواست جعلی انتقال پول را به بانک ارزی فدرال در نیویورک ارسال کردند. آنها از این طریق از شعبهی نیویورک درخواست کردند که از حساب سرمایهگذاری بانک بنگلادش، مبالغی را به حسابهای بانکیای واقع در فیلیپین، سریلانکا و نقاطی دیگر در آسیا منتقل کند.
هکرها نهایتا مبلغ ۸۱ میلیون دلار را در قالب چهار درخواست متفاوت انتقال پول، از این طریق به حسابی در مجموعهای مالی در فیلیپین واریز کردند و همچنین ۲۰ میلیون دلار دیگر را نیز به حسابی در بانک Pan Asia منتقل کردند. این در حالی بود که بانک بنگلادش مشغول مدیریت تراکنشهایی دیگر به مبلغ ۸۵۰ میلیون دلار بود.
در همان روز (۴ فوریه) مبلغ ۸۱ میلیون دلار در حسابهای بانکی بانک Rizal در شعبهی مانیل، پایتخت فیلیپین، واریز شد. رویترز گزارش کرده که تمامی این حسابها حدود یک سال پیش در ماه می ۲۰۱۵ باز شده بودند، تنها مبلغ ۵۰۰ دلار در آنها وجود داشته و با آنها کار نشده بود. تا اینکه پول دزدیدهشده در ماه فوریه به این حسابها منتقل شد.
چیزی که باعث کشف این سرقت شد، ایراد در عملکرد یک پرینتر در بانک بنگلادش بود.
اما چیزی که باعث کشف این سرقت شد، ایراد در عملکرد یک پرینتر در بانک بنگلادش بود. سیستم سوییفت بانک طوری تنظیم شده بود که به ازای هر درخواست تراکنش، بهصورت خودکار یک گزارش چاپ کند. این پرینتر بهصورت ۲۴ ساعته کار میکرده و کارمندان بانک صبح روز جمعه (۵ فوریه) که به سر کار خود برگشتند، متوجه شدند پرینتر گزارشی را چاپ نکرده است. کارکنان بانک تلاش میکنند که گزارشهای پرینتر را بهصورت دستی چاپ کنند، اما موفق نمیشوند. نرمافزاری که کار ارتباط با شبکه سوییفت را برای دریافت گزارشها انجام میداد به دلیل عدم وجود یکی از فایلهای مهماش از کار افتاده بود. آنها سرانجام روز بعد (شنبه – ۶ فوریه) موفق به راهاندازی نرمافزار و چاپ گزارشات شده و بدینترتیب درخواستهای جعلی هکرها آشکار میشوند. اتفاقی که افتاده این بوده که بانک آمریکایی در نیویورک، گزارش تایید تراکنشها را برای بانک بنگلادش ارسال کرده، اما پاسخی دریافت نکرده است. در اینجا کارکنان بانک در بنگلادش تازه صبح شنبه متوجه قضیه شده و نگران میشوند که مبالغ دچار ناهمخوانی شده باشد. طبق اطلاعاتی که آنها در بانکشان دارند، همهچیز سر جای خود است، اما تراکنشهای حساب بانک بنگلادش در نیویورک بهطور دقیق آگاه نیستند.
آنها سعی میکنند از طریق سوییفت با بانک فدرال در نیویورک تماس بگیرند، اما زمانبندی هکرها عالی بوده است. چراکه صبح شنبه، شعبهی بانک در نیویورک تعطیل است و تا صبح دوشنبه کسی پاسخگو نیست. بههرحال کارکنان بانک در بنگلادش سرانجام متوجه میشوند که تعداد تراکنشهایی که بر پایهی درخواستهای جعلی به انجام رسیده چهار عدد و مبلغ آنها ۱۰۱ میلیون دلار بوده است.
احتمالا هکرها قصد سرقت مبلغی بیشتر را داشتهاند که ظاهرا بهخاطر یک غلط تایپی که از چشمان بانک فدرال در نیویورک پنهان نمانده، موفق نشدهاند.
بانک بنگلادش با بانک Pan Asia تماس گرفته و موفق میشود تنها تراکنشی که به این بانک منتهی شده را به حساب خود در بانک نیویورک بازگرداند. بدینترتیب ۲۰ میلیون دلار از پولها از هکرها پس گرفته میشود. اما مبلغ ۸۱ میلیون دلار باقیمانده که به بانک Rizal در فیلیپین رفته بود از دست میرود. این مبلغ به چندین حساب واریز شده که مربوط به چند کازینو در فیلیپین بوده است. همهی پولها بهجز مبلغ ناچیز ۶۸ هزار دلار بین تاریخهای ۵ تا ۹ فوریه که بانک بنگلادش مشغول ردگیری بوده از حسابها برداشت شده است. البته درخواست بانک بنگلادش برای برگشت پول در ۹ فوریه به بانک فیلیپینی رسیده بوده، اما مدیر این بانک ظاهرا با وجود آگاهی از این درخواست، اجازهی برداشت را به صاحبان حساب داده که در اینباره، مورد سوال قرار گرفته است. احتمالا هکرها قصد سرقت مبلغی بیشتر را داشتهاند که ظاهرا بهخاطر یک غلط تایپی که از چشمان بانک فدرال در نیویورک پنهان نمانده، موفق نشدهاند. ظاهرا حداقل در یکی از درخواستها هکرها مبلغی را برای واریز به حساب Shalika Foundation مشخص کرده بودهاند که در این اشتباه تایپی، به جای Foundation واژهی Fandation تایپ شده است.
ظاهرا حداقل دو بانک مورد حمله قرار گرفتهاند که احتمال میرود تعداد آنها بیشتر هم باشد. کنسرسیوم سوییفت برای تمامی اعضای خود اخطاری ارسال کرده که نشان میدهد بانک دیگری نیز در آسیا مورد حملهای مشابه قرار گرفته است. در این اخطار نامی از بانک آسیایی دوم برده نشده، اما بانک Tien Phong اخیرا به رویترز گفته در سه ماههی آخر سال گذشتهی میلادی، با هک مشابهی مواجه شدهاند و پیش از بازگشت پولها مبلغ یک میلیون و صد هزار دلار از دست رفته است.
یک سخنگوی سوییفت به والاستریتژورنال گفته که چند مورد هک دیگر در این شبکه رخ داده است اما آن هکها چندان استادانه طراحی نشده و سرقتهای موفقی نیز از طریق آنها در هیچیک از شعبات بانکها به انجام نرسیده است.
به گفتهی سوییفت، هکرها بهطور قطع اطلاعات حساس بانک بنگلادشی برای دسترسی به شبکهی سوییفت را داشتهاند و در واقع نفوذی غیرعادی و مستقیم به این شبکه انجام نشده است. از طریق همین اطلاعات آنها خود را به جای کارکنان بانک جا زده و توانستهاند درخواستهای جعلی را در قالب درخواستهایی رسمی ارسال کنند. گزارشی تازه به احتمال وجود یک همدست در میان کارکنان بانک یادشده اشاره میکند که این اطلاعات حساس را برای هکرها ارسال کردهاند. سایر گزارشات اما، حفاظتهای سطح پایین امنیتی در خود بانک را مقصر میدانند. گزارشها نشان میدهند در این بانک از فایروال مناسب برای حفاظت از شبکه استفاده نشده و هکرها از همین طریق موفق به دزدی اطلاعات حساس و دسترسی به سوییفت بانک شدهاند.
اینکه یک نفر را هم اهالی دنیای فناوری بشناسند و هم قاچاقچیان مواد مخدر، بهخودی خود میتواند عجیب و شاید جذاب باشد؛ کنار هم قرار گرفتن ایندو، فیلمهای هالیوودی زیادی را به ذهن متبادر میکند. «جان مکآفی» (John McAfee) که نام خانوادگیاش را بهواسطهی آنتی ویروس McAfee کمتر کسی است که نشنیده باشد، دقیقا یک چنین آدمی است با زندگی پر فراز و نشیب؛ از فرار از جنگ جهانی دوم برای نجات جان گرفته تا فرار به کشور دیگری برای خوشگذرانی. در ادامه همراه دیجیکالا مگباشید تا بیشتر با این مرد ناآرام دنیای فناوری آشنا شوید.
زندگی «جان مکآفی» در یکی از ناآرامترین برهههای تاریخ شروع شده؛ او در هجدهم سپتامبر ۱۹۴۵ در اوج جنگ جهانی دوم در یک پایگاه نظامی آمریکایی در بریتانیا به دنیا آمد. والدینش بهخاطر جنگ، کشورشان را ترک کردند تا او در ویرجینیای آمریکا در آرامش بزرگ شود. اما اعتیاد پدرش به الکل و خودکشی او در ۱۵ سالگیِ جان، بهشدت روی روحیاتش اثر گذاشت تا جایی که بعدها در جایی گفت: «بعد از خودکشی پدر، هر روز با ترس اینکه مبادا دوباره اتفاق بیفتد بیدار میشدم.»
کسی نمیتواند منکر تاثیرپذیری فرزندان از والدین شود؛ جانِ جوان هم وقتی برای تحصیل در رشتهی ریاضی به «کالج رانوک» (Roanoke College) رفت مثل پدر به الکل روی آورد. اما فرق بزرگی میان آنها بود؛ مکآفیِ پدر یک نقشهبردار ساده بود ولی مکآفی پسر، یک کارآفرین. اولین کسبوکارش را خیلی زود راه انداخت. آنها مجلههای مختلف را خانهبهخانه میبردند و میفروختند [در آمریکا مردم بیشتر از روزنامه به خواندن مجلههای مختلف علاقه دارند]. جان مکآفی از همین راه، اندک سرمایهای به جیب زد؛ اما سرنوشت تصمیم دیگری برای او داشت.
در اواخر دههی ۶۰ میلادی در شرکتی مشغول به کار شد که از دستگاههای پانچ-کارت استفاده میکرد. همانجا مقدمات پردازش و رایانش را یاد گرفت و این شد که مسیر زندگیاش به سمت فناوری تغییر کرد. همراهی علاقه و استعداد در کدنویسی، جان را متحول کرد و به کار برای بزرگترین شرکتها و موسسات آن دوران رساند. دو سالی را در موسسهی تحقیقات فضایی ناسا (سازمان هوا و فضای آمریکا) مشغول بود. ولی بعد به عنوان طراح نرمافزار به «یونیواک» (Univac) رفت. حضورش در آنجا هم دیری نپایید و به جمع کارکنان شرکت مشهور «زیراکس» (Xerox) پیوست تا به عنوان معمار سیستم عامل کار کند. ولی آنجا هم دوام نیاورد؛ بعد از زیراکس ابتدا در «شرکت کامپیوتری ساینسز» (Computer Sciences Corporation) مشاور نرمافزار بود و بعد به شرکت «لاکهید» (Lockheed) رفت تا باز مسیر زندگیاش تغییر کند. در لاکهید نسخهای از یک ویروس رایانهای به دستش رسید و نظرش را جلب کرد؛ بیدرنگ شروع به توسعهی نرمافزاری برای مقابله با آن کرد؛ و این گونه آنتیویروس «مکآفی» (McAffe) در سال ۱۹۸۷شکل گرفت.
جان در همان سال، شرکت خودش را راه انداخت. مکآفی اولین شرکتی بود که بهطور تخصصی روی بدافزارهای رایانهای کار میکرد. دو سال بعد در ۱۹۸۹ لاکهید را ترک کرد تا با تمام توان روی نرمافزارش کار کند. جان در تمام این سالها نتوانست اعتیادش به الکل و مواد مخدر را ترک کند. خودش میگوید علتش نداشتن یک حامی بوده و اینکه همیشه احساس تنهایی میکرده. بههرحال در آن سالها شرکت مکآفی سالانه ۵ میلیون دلار درآمد داشت و بسیاری از شرکتهای بزرگِ آن زمان، از بستر آنتیویروس او استفاده میکردند. هرچند پول و اعتیاد همراهان خوبی برای مکآفی جوان نبودند.
اما اوج شهرت ویروسکش مکآفی به سال ۱۹۹۲ و ویروسی به نام Michelangelo برمیگردد. مکآفی معتقد بود که میشلآنجلو یکی از بدترین ویروسها تا آن زمان است و تخمین زد حدود ۵ میلیون رایانه را آلوده میکند. در آنوقتها [و البته هنوز در کشور ما] آنتیویروس نرمافزاری نبود که مردم حاضر به خریدش باشند؛ ولی به لطف این ویروس و رشد تب محافظت از رایانهها در برابر ویروسها ماجرا کاملا وارونه شد. علیرغم اینکه میشلآنجلو فقط موفق به نفوذ به چند ده هزار رایانه شد، ولی کمک کرد شرکت McAfee به کسبوکاری میلیون دلاری بدل شود.
شاید هر کس دیگری جای جان مکآفی بود با قدرت به تجارتش میچسبید و فقط به گسترش آن فکر میکرد؛ ولی مرد ناآرام دنیای فناوری، درست عکس این راه را رفت. در اوج کار، شرکتش را با شرکت «دلاوِر» (Delaware) ادغام کرد و از آن استعفا داد. شرکت مکآفی در سال ۱۹۹۴ سهامی عام و والاستریتی شد. جان دو سال بعد کل سهمش از شرکت را به ارزش ۱۰۰ میلیون دلار فروخت و همهچیز را رها کرد. البته شرکت مکآفی با همان نام به کارش ادامه داد تا نهایتا در سال ۲۰۱۰ شرکت اینتل، مکآفی را خرید؛ ولی باز هم تا ۲۰۱۴ با همین نام به کار ادامه داد. در تمام این سالها فعالیت شرکت مکآفی با نام خانوادگی جان مکآفی باعث مشهور شدنش شد، بیآنکه خودش حضوری در آن داشته باشد. اینتل بعدا اعلام کرد همهی محصولات مکآفی تحت برند Intel Security عرضه خواهند شد؛ اما شهرت نام مکآفی هنوز هم مانع از حذف کامل این نام شده.
جان بعد از ترک شرکت، تا مدتها کمتر در انظار دیده میشد و سر و صدایی نداشت. برای مدتی در هیات مدیره شرکت Zone که روی فایروال کامپیوترها کار میکرد مشغول شد ولی حضور پررنگی در آنجا هم نداشت. چندی بعد به این صرافت افتاد که به شرکتهای نوپا مشاوره دهد. چند وقتی هم در دانشگاه استنفورد سخنرانی میکرد. چندی بعد از دانشگاه رانوک که لیسانس ریاضیاتش را از آنجا گرفته بود دکتری افتخاری دریافت کرد. علاوه بر اینها به واسطهی شم بینظرش در یافتن ترندهای روز، دو پروژه را در زمینهی شبکههای اجتماعی پیش برد: PowWow و Tribal Voice. البته هیچیک نتوانستند در رقابت با فیسبوک و باقی رقبا موفق شوند.
وردپرس به سرعت رشد میکند و گرد از اصلیترین دلایل، راحتی پیشه با آن است. اگر شما هنوز هم دانستن میکنید کار با آن سخت است این ویدیوی آموزشی را پیگیری کنید.
امکانات ساخته شده برای انتشار بلاگ، مدیریت کاربر، نظرات، فیدهای RSS، تجدید نظرها و اغلب از اینها.
چرا ۵. وردپرس به راحتی شخصی سازی میشود؟
امکان شخصی سازی برای رنگ، طراحی و حتی ویژگی انجمن وردپرس وجود دارد. این مهم نیست که شما یک برنامهنویس هستید یا نه! شخصی سازی سایتتان از طریق کدنویسی اجباری نیست.
شخصی سازی از طریق پنل:
همه تنظیمات در پنل کنترل تحت داشبورد WP فراهم میشود. این داشبورد کاملاً کاربر پسند است و رابط کاربری سادهاش امکان شخصی سازی اغلب عناصر سایت را در یک حالت ساده فراهم میکند.
شخصی سازی از طریق کد:
متناوباً، اگر شما یک خبره کدنویسی هستید، میتوانید یک تم را با به کارگیری ویرایش کدهایش شخصی سازی کنید. شخصی سازی با کدنویسی ممکن است برای آنهایی که در CMS تازه پیشه هستند، سخت به عقیده برسد. با این وجود، با صرف وقت برای تمهای ساده و ابتدایی و فایلهای css، یاد میگیرید که با شخصی سازی کار کنید.
چرا ۶. کسان زیادی برای رفع مشکل پیش آمده کمک میکنند؟
وردپرس گردآوری ابهت از کاربران و برنامهنویسان فعال دارد. تالار گفتگوی حمایت آن شامل میلیونها پرسش و راهحل است. همش هم احتیاج نیست که سوالتان را مطرح کنید و منتظر جواب باشید. میتوانید برای سوال را جستجو کنید تا راهحلهای پیشین را به دست آورید. سوال را بدون درنگ پست کنید، راهحل معتبر ۱۰۰ درصدی را خواهید یافت. به غیر از تالار رسمی آن، تعدادی تالار اختصاصی هم بدست برنامهنویسان گردانیدن میشود که در آن هم میتوانید سوالات اختصاصی را بپرسید و جواب بگیرید.
wordpress
چرا ۷. وردپرس به اندازه کافی ایمن است؟
وردپرس استاندارد ایمنی بالایی دارد. اما چون ۲۳٪ از وبسایتهای روی اینترنت در آن ساخته میشوند، نفوذگرها مدام سعی میکنند روزنههایی در وردپرس پیدا کنند الی وارد سایتها شوند و از اطلاعات استفاده کنند. ولی جای هیچ نگرانی نیست. به روزرسانی منظم وردپرس، قویاً شما را از انواع آسیبپذیری حفظ میکند و کاملاً برای مبارزه با این نفوذها کارآمد است. در واقع، نفوذ کردن به سایت بیشتر به دلیل فقدان نزاکت و اخطار کاربران رویداد میافتد.
با تعقیب کردن برخی از شیوههای امنیتی کلی برای وردپرس، سایتتان میتواند سوپر ایمن شود.
فقط این نکات را به یاد داشته باشید:
از ابزارهای ایمنی پایه استفاده کنید؛ WP Security & Firewall And Wordfence Security
افزونهّها را فقط از org دانلود کنید.
از افزونهّهایی کاربرد کنید که اخیراً به روزرسانی شدهاند.
رتبه افزونهها و شمار دانلودهای آن را چک کنید.
افزونهها را از منابع قابل اعتماد دانلود کنید.
وردپرس را با ورژن جدیدش به روز کنید.
از تمهای پولی بهرهگیری کنید. تمهای رایگان شدنی است کدها و لینکهای رمز شده داشته باشند.
رعایت نکردن این نکات اصلاً پرتو نکوداشتن نیست!
چرا ۸. وردپرس از فایلهّای چند رسانهای حمایت میکند؟
وردپرس ویرایش متن بسیار غنی WYS/WYG را دارد. با این ویرایشگر تصاویر، ویدیو و صدا را به راحتی در پست بلاگ قرار دهید. هر فایل مدیایی را در درونمایه پیمان دهید؛ تنها با یک کلیک، تصاویر، ویدویو یا صداها در صفحات وب قرار دیتا میشوند. هر چیزی را، از تصاویر با رزولوشن بالا الی ویدیوهای گوناگون را به راحتی آپلود کنید و نگران ویرایش کردنشان نباشید.
چرا ۹. به راحتی با هر سرویس یا اپلیکیشینی منسجم میشود؟
وردپرس قبل از ویرایش فواید زیادی درون خودش دارد که حتی میتوانید آن را با افزونههای سایر نیرومند کنید. وقتی افزونهها را نصب کنید، فواید و کاربردهای اضافهتری به سایت وردپرستان اضافه میکنید. برخی از افزونهها مجانی و برخی دیگر پولی هستند. در حدود بیش از ۴۱۰۰۰ افزونه در دسترس در انبار وردپرس هستی دارد. فانکشن های زیادی وجود دارند که می توانند به راحتی با وردپرس ترکیب شوند.
۱- فرم تماس: فرم تماس از نیازهای پایهای هر سایتی است. فرم تماس ۷ افزونهای است که اغلب برای وردپرس پیشنهاد میشود. اگرچه محدودیتهایی هم برای آن هستی دارد. مثلاً زمانی که چند سایت داشته باشید، نمیتوانید کل پرداختها را با آن وصول کنید. باید هرکدام را به طور جداگانه مدیریت کنید.
به عنوان جایگزین بهتر برای فرم تماس ۷، میتوانید از افزونه FormGet Contact Form استفاده کنید. FormGet به راحتی قابل استفاده است، و میتوان پرداختهای آنلاین را با آن وصول کرد. به راستی کل فرمهای ورودی سایتهایتان را در یک دشبورد دارید.
۲- ایمیل مارکتینگ: ایمیل مارکتینگ یکی از مهمترین ویژگیهای سایت برای حفظ مشتریهایتان است. با افزودن این سرویس، میتوانید هر ایمیلی را به مشتریان فعلی و مشتریان سابقتان و هر آدم دیگری که ایمیلاش را از یک مسیر مشخص به شما دیتا است، ارسال کنید. ایمیل مارکیتنگ با منظور فروش، برقراری پیوستگی با مشتری برای فروشهای آینده، حفظ مشتری و وفادار کردن آنها است.
میتوانید به Mailget نگاهی بیندازید؛ سرویس بازاریابی ایمیل. راحت است که با وردپرس ترکیب شود.
چرا ۱۰. وردپرس به طور نهفته در حال بهتر شدن است؟
وردپرس روز به روز در حال ارتقای ویژگیها و رابط کاربریاش است. با گذشت زمان، وردپرس سیستم خود را با ارائه پسینیان ورژن ارتقا میدهد. البته به غیر از بلاگها، سایتهای وردپرسی کسب و کار هم به طرز شگفتانگیزی افزایش پیدا کردهاند، و در آینده تقریبا شاید پیشرفتهایی مشابه ابزارهای سئو بهینهتر، تعداد کاربران اغلب وردپرس، داشبوردهای سریعتر و مفصل و چیزهای بیشتر سایر را شاهد خواهیم بود. مجموعاً رفته، وردپرس CMS مناسبی برای انطباق با وبسایت کسب و کار بعدیتان است. به کارگیری آن را شدیداً رهنمود میکنیم.
هفتهی گذشته، خبری منتشر شد مبنی بر اینکه فیسبوک اطلاعات و آنچه کاربران در این سایت انجام میدهند، با شرکتهای دیگر مانند مایکروسافت و آمازون به اشتراک میگذارد. این موضوع تعدادی از ما را مجبور کرد حساب کاربری فیسبوک و دیگر برنامههای این شرکت مانند اینستاگرام و واتساپ را حذف کنیم (شاید نه برای اولینبار). اگر شما حساب اینستاگرام خود را حذف کنید، تمام تصاویرتان نیز با آن حذف خواهد شد؛ مگر اینکه قبل از حذف حساب کاربری، از آنها پشتیبان تهیه کنید.
بهطور کلی دانلود تصاویر اینستاگرام و تهیه نسخهی پشتیبان از آنها ایدهی خوبی است؛ حتی اگر قصد نداشته باشید این شبکهی اجتماعی را ترک کنید. بااینحال، اگر قصد داشته باشید این سرویس را ترک کنید، این کار تنها راه برای ازدستندادن تصاویر دلخواهتان است. درادامه، مراحل انجام این کار را به شما آموزش میدهیم:
ابتدا وارد برنامهی اینستاگرام شوید و گزینهی پروفایل را از گوشهی پایین سمت راست صفحه انتخاب کنید. در این مرحله، گزینهی منو را از گوشهی بالای سمت راست (به شکل سه خط رویهم) انتخاب و سپس، گزینهی تنظیمات (Settings) را در منوی کشویی لمس کنید.
در اواسط منو بعدی، گزینهای بهنام دانلود دادهها (Data Download) خواهید دید. آن را انتخاب و در صفحهی جدید، ایمیل خود را بررسی کنید. اگر صحیح بود، گزینهی درخواست دانلود (Request Download) را لمس کنید.
دانلود اطلاعات بلافاصله انجام نخواهد شد، درعوض، اینستاگرام وقتی تصاویرتان کاملا آمادهی دانلود شد، ایمیلی برای شما ارسال میکند که حاوی لینک برای دانلود آنها است. این فرایند ممکن است تا ۴۸ ساعت طول بکشد؛ بنابراین، صبور باشید و منتظر ایمیل بمانید.
وقتی تمامی اطلاعات و تصاویر خود را دریافت کردید، آزادانه و بدون نگرانی دربارهی حذفشدن تصاویر دلخواهتان، حساب کاربری خود را میتوانید حذف کنید.
هدف ویکیپدیا این است که دانش را به تمامی افراد جهان برساند؛ اما آنها پذیرفتهاند که اکثریت اطلاعات موجود در این سایت انگلیسی هستند. ازاینرو، ویکیمدیا، شرکت بنیانگذار ویکیپدیا، روز گذشته اعلام کرد که به منظور استفاده از قابلیتهای ترجمهی هوش مصنوعی گوگل، با این شرکت قرارداد همکاری امضا کرده است.
بهموجب این قرارداد، گوگل ترنسلیت بهعنوان ابزار ترجمهی درونی ویکیپدیا به این سایت اضافه خواهد شد و بیهیچ هزینهای بهعنوان یک گزینه درکنار مترجم متنباز اپرتیوم (Apertium) قرار خواهد گرفت. اپرتیوم تا به امروز ۴۰۰ هزار مقاله را ترجمه کرده است. روش انجام کار به شیوهی قبل خواهد بود؛ یعنی مترجم متن، چه گوگل باشد چه اپرتیوم، ابتدا متن را ترجمه میکند و سپس نیروی انسانی بهعنوان ویراستار وارد عمل میشود تا اشتباهات را اصلاح کند.
مدت زیادی بود که ویراستاران ویکیپدیا خواستار اضافه شدن ابزار ترجمهی دیگری مثل گوگل بودند. مترجم گوگل بهلطف بهرهگیری از هوش مصنوعی یکی از پیشرفتهترین ابزارهای مترجم است که ۱۵ زبان بیشتر از اپرتیوم پشتیبانی میکند. این ۱۵ زبان شامل زولو، هوسا، کردی کرمانجی و یوروبا است. این زبانها شاید در سطح جهانی چندان معروف نباشند، اما این مسئله چیزی از اهمیت موضوع برای گویشوران این زبانها کم نمیکند. بهعنوان مثال Zulu، توسط ۱۲ میلیون نفر صحبت میشود؛ اما تنها ۱۰۰۰ مقالهی به این زبان در ویکیپدیا موجود است.
تصویری از ابزار ترجمهی ویکیپدیا به همراه گزینهی ترجمهی گوگل
بنیاد ویکیمدیا در قسمت سؤالات متداول به برخی نگرانیها که ممکن است برای نویسندگان ویکیپدیا پیش بیاید پاسخ داده و اذعان داشته است که هیچگونه دادهی شخصی با گوگل به اشتراک گذاشته نخواهد شد. متون ترجمهشده توسط مترجم گوگل همانند سایر متون ویکیپدیا در دسترس همگان خواهند بود. بهعلاوه هیچگونه برند یا لوگوی گوگل به سایت افزوده نخواهد شد. مدتزمان این توافق تنها یک سال است و پس از آن قابلتمدید خواهد بود؛ هرچند که ویکیمدیا میتواند هرزمان که بخواهد این قرارداد را بههم بزند.
این نکته که ترجمههای انجامشده بهصورت رایگان در دسترس همه خواهند بود، بسیار حائز اهمیت است؛ از این جهت که میتوان از آنها جهت ارتقاء سایر ابزارهای ترجمه از قبیل ابزار متنباز اپرتیوم استفاده کرد. این ایدهی خوبی است که اگر میخواهید دانش را بهصورت رایگان در دسترس مردم قرار دهید، ابزار لازم را به آنها بدهید تا خودشان این کار انجام دهند.