روزنامه همشهری - سعید مروتی: در فقدان اقتباس سینمایی از آثار ادبی بهعنوان سنتی پایدار (چیزی که از دیرباز در هالیوود وجود داشته)، داستان ادبیات معاصر و سینمای ایران بیشتر براساس روابط و علایق شخصی شکل گرفته و پیش رفته.
از دل پیوند میان روشنفکران در دهههای 40 و 50 و رابطه و رفاقت میان داستاننویسان شاخص و فیلمسازان موج نو، از چند داستان مهم فارسی فیلمهایی ساخته شد که تعدادی از آنها همچنان جزو بهترینهای تاریخ سینمای ایران هستند.
این پیوند و ارتباط نویسنده و فیلمساز به دلایل متعددی که پرداختن به آن خود میتواند موضوع مقالهای مستقل و مفصل باشد، پس از انقلاب قطع شد؛ نتیجه اینکه از بهترین داستانهای فارسی چهاردهه اخیر، کمتر فیلمی ساخته شده و ارتباط میان ادبیات معاصر و سینمای ایران در پایینترین سطح ممکن قرار دارد.
بههمین دلیل در انتخابهای ما از داستانهای مهم ایرانی که به فیلم برگردانده شدهاند، دوران قبل از انقلاب و فاصله سالهای 1348 تا 1353 سهم بیشتری از 40 سال اخیر دارند.
جای خالی «شوهر آهوخانم» (علیمحمد افغانی)، «داییجان ناپلئون» (ایرج پزشکزاد)، «بوف کور» (صادق هدایت)، «تنگسیر» (صادق چوبک)، «معصوم اول» (هوشنگ گلشیری)، «آرامش در حضور دیگران» (غلامحسین ساعدی)، «آشغالدونی» (غلامحسین ساعدی)، «قصههای مجید» (هوشنگ مرادیکرمانی) و... را هم به حساب کمبود مشکل همیشگی فضا بگذارید.